خرید بک لینک
⚜مرحوم دولابی نقل میكنه:می گفت:تو محله ی ما یه جوانی بود،این جوان گنهكار بود،اهل فسق و فجور بود،اما یه عادت داشت که ملكه ذهن اش شده بود، مادرش بهش گفته بود:شیرم رو حلالت نمی كنم،باید هرجا رفتی دیدی یهپرچم زدند روش نوشته یا حسین،باید بری جلو پرچم عرض ادب كنیو به احترامش دستت رو روی سینه بذاری،و سلام بدی ✋●پسر جوان دیگه عادتش شده بود،هم هر جایی می رفت می دید یه پرچم یا حسین زدند دستش رو می گذاشت روی سینه میگفت:السلام علیك یا اباعبدالله.✋ ⚜میرزا اسماعیل دولابی میگه:این جوان از دنیا رفت،میگه:دیدنش دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 7:15

#تلنگر استاد عبادی غریبی امام زمان(عج) ⁉️می خوای برات از غربت امام زمان بگم ؟؟ بگم چقدر غریبه!!!؟؟؟؟ ⁉️ من کیم ؟من چرا بگم ؟مولا امیرالمومنین درغربت امام زمان می فرماید : و صَاحِبُ‏ هَذَا الْأَمْر ِهو الشَّرِيدُ الطَّرِيدُ الْفَرِيدُ الْوَحِيدُ . وحید یعنی چه ؟؟ تنها !!فرید یعنی چه ؟ از فرد میاد. طرید یعنی چه ؟؟ از طرد میاد یعنی طرد شده است !! آقا امیرالمومنین می گوید : امام زمان طرد شده است حالا می دونید شرید یعنی چه ؟طاقتشو داری بگم یا نه ؟ شرید یعنی آواره !! بلرز به خودت !!!بلرزز امام زمان مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 7:15

#اهل_دل_بخونید! شیخ عباس قمی درفوائد الرضويه نقل ميكنندكه:كاروانی ازسرخس مشهد اومدند پابوس امام رضا عیه مرد نابینایی تو اونها بوداسمش حیدرقلی بود!کاروان بعداز زیارت و کمی استراحت داشتند برمیگشتند سرخس به اندازه یه روز راه دورشده بودند،یه عده جوون شب گفتند بریم یه ذره سربه سر این حیدرقلی بذاریم،خسته ایم بخندیم صفا كنیم كاغذهای نوگرفتند وجلوی حیدرقلی هی تكون میدادند، وبه هم میگفتند تو ازاین برگه ها گرفتی؟یكی میگفت:بله حضرت مرحمت كردندفلانی توهم گرفتی؟گفت:آره منم یه دونه گرفتمحیدرقلی یه مرتبه گفت:ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 7:15

شما امام زمانت را از مرگ نجات دادی. صدا زد سلمان مگر نمی‌بینی علی را دارند می‌کُشند! من از مسجد نمی‌روم تا علی رها نشود! آفرین بر فاطمۀ زهرا. ولی بیا ببین چه دختری تربیت کردی. چندبار چند امام زمانش را از مرگ نجات داد زینب؟ هم حسین را بالای سر علی‌اکبر نجات داد! معلوم نبود زینب نمی‌رسید حسین چه می‌شد وقتی صورت روی صورت علی‌اکبر گذاشت که دیگر برنداشت. داد بزنید این را بهتان می‌گویم، این اولین‌بار بود زینب می‌آمد بین نامحرم‌ها! آنجا اولین‌بار نوشته، می‌گفتند این خانم کیست؟ به هم می‌گفتند دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 7:15

آقا جان تمام این سالها که درس خواندیم… “"دبیر ریاضی"” به ما نگفت که حد غربت تو وقتی شیعیانت به گناه نزدیک می شوند بی نهایت است…. “"دبیر شیمی"” نگفت که اگر عشق و ایمان و معرفت با هم ترکیب شوند ،شرایط ظهور تو مهیا می شود…!. “دبیر زیست” نگفت که این صدای تپش قلب نیست. . . صدای بی قراری دل برای مهدیست..!. “دبیر فیزیک” نگفت که جاذبه زمین اشک های غریبانه ی توست. . . نگفت که جاذبه ی زمین به همان سمتی است که تو هستی…!. “دبیر ادبیات” از عشق مجنون به لیلی, از غیرت فرهاد گفت ، اما از عشق شیعه به مــهـــــدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 7:15

صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک"وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقونهرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشقثبت است بر جدیده عالم دوام ما...چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود...نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم...نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم...به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 7:15

دو رفیق ؛ دو شهیـــــد... همه جا #معروف شده بودن به باهم بودن☺ تو #جبهه اگه از هم جداشونم می کردن آخرش ناخواسته و تصادفی دوباره برمی گشتن پیش هم خبر #شهادت علی رو که آوردن، مادر محمد هم دو دستے تو سرش میزد و می گفت: "بچم !!!" اول همه فکر میکردن علی رو هم مثل بچش میدونه بخاطر همین داره اینجوری گریه می کنه بهش گفتن مادر تو الان باید قوی باشی، تو هنوز زانوهات محکمه تو باید مادر علی رو دل داری بدی همونجوری که های های اشک می ریخت گفت : "زانوهای محکم کجا بود؟! اگه علی #شهید شده مطمئنم محمد منم #شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 7:15

برای بانوی صبر السلام ای بانوی سلطان عشقالسلام ای بانوی صبر دمشقزیبنبِ دنیا و عقبیِ علیشرح مدح لافتی الا علیدر مسیر شام غوغا کرده اییشهر را آشوب برپا کرده اییخطبه خواندی از غریبی حسینزنده کردی کربلا در عالمیینگر نبودی کربلایی هم نبودگریه و شور و نوایی هم نبودرنج هایی ست فراوان دیده اییخیمه ها، غارت، سواران دیده اییدیده بودی، حلق و چشم و حرملهگریه کردی پا به پای قافله بسم الله النور... صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک" وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جدیده عالم دوام ما... چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود...نمی دانم چه   بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم...نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم... به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم...   نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند...   نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد... بدون شک شیر حلال مادرم،   لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است... عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام...   و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم... خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم   اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم... چشم امیدم فقط به کرمخدا و اهلبیت است و   بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و   به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند... کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 3:16

  #دو_رفیق_دو_شهید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 3:16

.

جـوونـآ

از جوونیتون خیـر ببینیـد

مثـلا ...

شهیـد شـید ! :)

#مثلعلیاکبر اربآب♥️

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:12

راه ظهورت را بستم. . .!

قبول!

اما خدا را چه دیدی

شاید قرار است حر تو باشم. . .

#تو_لبخند_میزنی

#من_سنگت_میزنم

#آقا_بیا_دیگر_خسته_ام_از_خودم

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 14:54

u200d u200d ¸,ø¤º°°๑ ۩ ﷽ ۩ ๑,¸¸,ø¤º° 【۩اے انسان!چہ چیزے، تو را بہ ݐروردگار بزرگوارٺ،مغرور ڪردهاسٺ①!۩】 ☜سر تا پایم راخلاصہ ڪنند مےشوم☞ "مشتے خاڪ" ڪہ ممڪن بود "خشتے" باشد در دیواریڪ خانہ یا "سنگے" در دامان یڪ ڪوه یا قدرے "سنگ ریزه" در انتہای یڪ اقیانوس شاید"خاڪے"از گلدانیا حتے"ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 14:54

یا فاطمه چه افتخار با عظمتی داری شما امام زمانت را از مرگ نجات دادی.صدا زد سلمان مگر نمیبینی علی را دارند میکُشند!من از مسجد نمیروم تا علی رها نشود! آفرین بر فاطمۀ زهرا.ولی بیا ببین چه دختری تربیت کردی. چندبار چند امام زمانش را از مرگ نجات داد زینب؟هم حسین را بالای سر علیاکبر نجات داد! معلوم نبود زینب نمیرسید حسین چه میشد وقتی صورت روی صورت علیاکبر گذادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل قربانی تاريخ: چهارشنبه 12 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:19

صفحه بندی